چرا استیو جابز را دوست دارم؟

هر جور که حساب کنید، استیو جابز را به سختی میتوان یک انسان نیک سرشت و وارسته دانست. نزدیکانش او را انسانی خودخواه، دیوانه، وسواسی و مدیری بداخلاق میدانستند. کسی که اگر قدم اشتباهی بر میداشتی، فریادش به آسمان میرفت. کسی که کارمندانش را آنقدر آزار داد تا آنها او را از اپل اخراج کردند.

اما ساعاتی بعد از مرگش، اینترنت از انبوه پیامهای مرگ و سوگواری سرریز شد. از باراک اوباما تا رقیب سابقش بیل گیتس، در ارسال پیام تسلیت برای مرگ او رقابت میکردند. شگفت آور نیست؟!

بله! قبول دارم. او کارهای عجیبی کرد. او کمک کرد تا کامپیوترها با سرعت بیشتری در جهان گسترش یابند. او ابزارهای بهتری برای حمل و نقل و گوش دادن موسیقی در اختیار ما قرار داد. کامپیوترها و گوشی های تلفن قدرتمندی را به ما هدیه کرد.

اما اگر منصف باشید میپذیرید که او عموماً و صرفاً آنچه را وجود داشت، بهتر کرد. اگر چه در بازار کامپیوترهای شخصی قدرتمند ظاهر شد، اما این استیو نبود که نخستین کامپیوتر شخصی را عرضه کرد. زیراکس نخستین گامها را برداشته بود و اگر او هم نبود، دیر یا زود این کامپیوترها فراگیر میشدند.

او افراد مناسبی را به تیم پیکسار اضافه کرد و سهام آنجا را خرید. اما مطمئناً بدون حضور استیو نیز دیر یا زود، انیمیشن های قدرتمند کامپیوتری را میدیدیم.

او برای 15 سال آینده اپل چشم انداز تعریف کرد. اما همه میدانیم که Mp3 Player ها قبل از آی پاد وجود داشتند. قبل از Macbook هم لپ تاپ وجود داشته است.  تبلتهای زیادی قبل از آی پد وجود داشته اند.

بله. استیو دنیای ما را بهتر کرد. اما او هرگز ادیسون زمان ما نبوده و نیست.

پس چرا او را دوست داریم؟ چرا شنیدن خبر مرگ او، چنین دردناک بوده است؟

من فکر میکنم ما استیو را «دوست» داریم چون او کاری که میکرد را «دوست» داشت. شوق و اشتیاق او به کاری که میکرد، در تک تک کلماتش دیده میشد. او تمام جان خود را در محصولاتش میدمید و حتی زمانی که صدای فرشته مرگ را در نزدیکی خود شنید، لحظه ای در ادامه مسیرش تردید نکرد.

تصویر او در ذهن ما، همیشه میماند. مردی که محصول خود را در دست میگرفت، در جلوی جمع می ایستاد و با تمام وجود از آن دفاع میکرد.

و چنین شد که «اپل» برای طرفدارانش، یک محصول نبود و نیست. بیشتر شبیه یک «مذهب» است. و همه دارندگان محصولات اپل، آماده اند تا در هر جمعی به دفاع از محصولات آن برخیزند. آنچنان که استیو بود. چیزی که بیل گیتس، با تمام عظمت انکار ناپذیرش، هنوز نتوانسته به آن دست یابد.

/ 2 نظر / 97 بازدید
ناجی

سلام من هم با قسمت اول نظر شما موافقم..اینکه بیش از استحقاق آقای جابز برایش انجام میدهند... شاید پروژه ای تبلیغاتی همانند مایکل یا کلونی باشد.. ساختن یک مذهب همیشه برای بستن چشمها بوده نه برای چیز دیگر... اینکه همه جا شمع روشن کنند.. سیب گاز زده بکشند روی در و دیوار یا یه داوطلب دی بی ای بالا و پایین برگه اش چند تا عکس مرحوم جابز رو بچسبونه چه معنایی میتونه داشته باشه غیر از یک کمپین خوشگل تبلیغاتی؟؟؟ راستی برای ادیسون چند بار شمع روشن کرده اند ؟؟

به نظر من چيزي كه باعث ميشد محصولات جابز طرفدار بيشتري داته باشه كيفيت بود.با وجود اينكه اولين نبود اما بهترين بود