گیاهخواری با دستهای خونی…

اجازه دهید قبل از هر چیز بگویم که من با گیاه خواران موافقم که: «تغذیه ی ما انسانها باید ترجیحاً به شکلی باشد که حداقل آسیب را به حیوانات برساند یا اساساً آسیب نرساند».

اما پرسش اینجاست که آیا واقعاً نخوردن گوشت حیوانات، بهترین روش حمایت از حیوانات است؟

 

بسته به نوع حیوان و گیاه، حدود ۲ تا ۱۰ کیلوگرم گیاه لازم است تا یک کیلوگرم گوشت حیوانی تولید شود. تحقیقات مختلف – تحقیق مورد استفاده من در استرالیا انجام شده – نشان میدهد که کسی که گیاه خواری میکند به ازاء هر کیلوگرم پروتئین حیوانی که «نمیخورد»، ۲۵ برابر یک انسان که گوشت «میخورد»، حیوانات مختلف را به قتل می رساند!

متوسط آمارهای جهانی نشان میدهد که کشتن یک گاو به ۲۸۸ کیلوگرم گوشت و استخوان تبدیل میشود که اگر ۳۲% استخوان – متوسط آماری – آن را حذف کنیم، و به خاطر داشته باشیم که سهم متوسط پروتئین در گوشت ۲۳% است، قتل هر حیوان به ۴۵ کیلوگرم پروتئین منجر میشود. به عبارت دیگر، انسانها برای مصرف هزار کیلوگرم پروتئین، ۲۲ حیوان را به قتل می رسانند.

گیاه خواران این واقعیت تلخ را میدانند و برای اجتناب از این قتلهای بی رحمانه، تصمیم به گیاه خواری میگیرند. برنج و گندم میتواند دو نمونه از این نوع گیاهان باشد. مهمترین پیش نیاز زراعت، داشتن زمین های زراعی است و داشتن زمین های زراعی یعنی نابود کردن بخشی از اکوسیستم طبیعی به دلیل از بین رفتن مارها و موش ها و سایر حیواناتی که در طبیعت حضور دارند و زندگی می کنند.

اجازه بدهید موش ها را به صورت جدی تر بررسی کنیم. به طور متوسط هر چهار سال یکبار در یک زمین زراعی باید موش ها و سایر حیوانات مضر از بین بروند. با در نظر گرفتن تعداد ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ موش در هر هکتار میتوان حساب کرد که برای هر هکتار محصول هر سال باید ۱۰۰ موش کشته شوند. اگر محصول گندم هر هکتار را در هر هکتار حدود ۱٫۴ تن در نظر بگیریم و با در نظر گرفتن ۱۳% پروتئینی که از این طریق حاصل می شود میتوان محاسبه کرد که برای هر هزار کیلوگرم پروتئین گیاهی، ۵۵۰ قتل انجام میشود.

اگر یک گوشتخوار حاضر است برای خوردن غذا و کسب پروتئین، یک حیوان بی گناه به قتل برسد، یک گیاه خوار حاضر است ۲۵ حیوان را برای همین منظور و با هدف حمایت از حیوانات به قتل برساند! ضمن اینکه اگر یک گاو در یک لحظه کوتاه کشته میشود، قتل گروهی موشها علاوه بر قتل از طریق مسمومیت، منجر به از دست دادن والدین و مرگ تدریجی تعداد بسیار زیادی از موشهاست که در اثر نداشتن غذا و حمایت والدین، به تدریج شکنجه میشوند و می میرند…

این نوشته تنها از دیدگاه قتل یک موجود صاحب احساس – که کشته شدن را می فهمد – نوشته شده، اما اثرات منفی دیگر را نیز باید لحاظ کرد. سم های شیمیایی که برای دفع موش ها استفاده میشوند تا گیاهخواران از قتل سایر جانداران اجتناب کنند، باعث میشود که جدای از آنها که می میرند، باقیمانده موشها جهش ژنتیکی پیدا کنند و به موجودات غول پیکری تبدیل شوند که زمین های اطراف شهرها را ترک میکنند و به شهرها هجوم می آورند. سمپاشی ها کمک کرده که موشها طی مدتی کوتاه از ۶۰ گرم به ۵ کیلوگرم تبدیل شوند و در خیابانهای تهران و شهرهای بزرگ آزادانه بگردند. تغییری که طبیعت بدون کمک گیاه خواران و سایر قاتلان موشها، طی میلیونها سال ممکن بود آن را ایجاد کند!

امیدوارم گیاهخوارانی که این متن را میخوانند نگویند که موشها هر چه باشد از گاو ها کمتر می فهمند یا کشتن موش حس بد کمتری دارد. چون در آن صورت باید راجع به تبعیض نژادی در حیوانات هم بنویسم…

——-

پی نوشت۱: اعداد و ارقام این متن اقتباسی از نظراتمایک آرکر استاد دانشگاه نیو ساوث ولز است. از علیرضا نخجوانی که متن نوشته های مایک آرکر را برای استنادهای عددی در اختیار من قرار داد ممنونم.

پی نوشت ۲: موشها تنها یکی از حیواناتی هستند که در این بازی آسیب می بینند. میتوان راجع به باقی حیوانات هم فکر کرد و نوشت…

/ 0 نظر / 112 بازدید