آیا گذر زمان نسبی است؟

میشل سیفر فرانسوی را به غارنوردی میشناسند. اما او در دهه شصت میلادی شروع بحث مهمی را در روانشناسی اعلام کرد که هنوز نیز مطالعه در خصوص آن ادامه دارد.

ما انسانها چگونه زمان را درک میکنیم؟ آیا همه ما گذشت زمان را به یک اندازه احساس میکنیم؟

میشل در سال 1962 مدتی به یک غار رفت تا در آنجا زندگی کند. او هیچیک از وسایل و ابزارهای اندازه گیری زمان را با خود نبرد. اتفاقهای جالبی افتاد!

میشل برای اندازه گیری دو دقیقه، 120 شماره میشمرد. بعدها متوجه شد که شمارش 120 عدد، حدود 5 دقیقه زمان می برده است! وقتی بیرون آمد برآورد او این بود که 34 روز در غار بوده. اما مشخص شد که 59 روز آنجا بوده.

برای اینکه نسبی بودن گذر زمان را بفهمیم، حتماً نباید در غار باشیم. این تجربه ای است که همه ما با آن مواجه شده ایم.

در یک سلسله از پستهای این وبلاگ، به بحث زمان میپردازیم.

همه شنیده ایم که در زمان خطر و سانحه، زمان کند میشود. کسانی که از تصادف و سقوط و ... جان سالم به در میبرند معتقدند که زمان بسیار کند شده و فرصت کرده اند به جزئیات زیادی توجه کنند.

استتسون و همکارانش در سال 2007، به کسانی که سقوط آزاد را تجربه میکردند یک کرونومتر مخصوص دادند و از آنها خواستند تا در تمام مدت سقوط، به کرونومتر توجه کنند. نتیجه مشخص کرد که سرعت مغز انسانها در خطر و حوادث افزایش نمی یابد!

تنها اتفاقی که در زمان خطر و سوانح روی میدهد این است که «میزان توجه» انسانها افزایش می یابد و مغز در آن شرایط اطلاعات بیشتری را دریافت و ثبت میکند. همین حجم زیاد اطلاعات است که به ما این حس را میدهد که زمان کندتر از حالت عادی میگذرد.

تجربه جالب دیگری هم وجود دارد. آیا تا به حال به صورت ناگهانی به عقربه  ثانیه شمار ساعت خیره شده اید؟ همیشه احساس میکنیم در نخستین نگاه، ثانیه شمار بیش از یک ثانیه متوقف شده است!

بعضی از ما فکر میکنیم دلیل این اتفاق این است که ما دقیقاً در شروع ثانیه جدید به ساعت نگاه کرده ایم. یک ساعت عقربه ای پیدا کنید و این را تست کنید. در آینده در مورد دلیل این اتفاق بیشتر مینویسیم...

/ 2 نظر / 54 بازدید

خیلی جالب بود خوشمان آمد

در ضمن یه نقطه کم گذاشتی :)