مرکز توسعه مهارتهای فردی
 
نويسندگان

سیزدهمین دوره مذاکره با شیطان از ۲۲ اردیبهشت ماه برگزار میشود. این دوره در ۱۰ جلسه ۴ ساعته اجرا میشود و شرکت کنندگان پس از پایان دوره، میتوانند به صورت رایگان در جلسات Follow-up که به صورت منظم هر دو ماه یک بار برگزار میشود نیز شرکت کنند. شعار ما در دوره مذاکره با شیطان این است که: در کلاسهای مذاکره، اصول مذاکره با انسانهای اخلاق گرا، مثبت اندیش، حرفه ای و در یک کلام، مذاکره با فرشتگان را می آموزیم. اما زندگی در دنیای واقعی، نیازمند توانایی مذاکره با شیطان است!

دوره عصرهای جمعه ساعت ۳ تا ۷ برگزار خواهد شد و حضور در نخستین جلسه رایگان و آزاد است. البته به شرطی که نام خود و تعداد همراهان را به همراه کلمه BWD به شماره ۰۹۱۹۴۲۱۲۳۳۴ ارسال کنید. برای اطلاعات بیشتر نیز میتوانید با همین شماره تماس بگیرید.

[ ۱۳٩۱/۱/٢٦ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ] [ محمدرضا شعبانعلی ]

اخیراً بیش از هر زمان دیگری، اقبال به کارهای کارل گوستاو یونگ در کشور ما زیاد شده. ترجمه کتابهایی نظیر «اسطوره های زنان» و «اسطوره های مردان» نوشته خانم شینودا بولن نیز بر این اقبال جدید بی تأثیر نبوده است.

ایرانیان سالهاست با نوشته های یونگ آشنا هستند. «انسان و سمبل هایش» و سایر نوشته های یونگ در مورد خواب و رویا، سالهای طولانی در ایران تجدید چاپ شده اند. اما از آنجا که عمده کتابهای یونگ «سخت فهم» و «دیرفهم» هستند، عملاً شناخت یونگ به واسطه کتابهایی که مفاهیم یونگی را به صورت دست دوم در اختیار خواننده قرار میدهند حاصل گردیده است.

تعداد افرادی که تأثیرات شگرف و غیر قابل انکار یونگ را میدانند و میشناسند زیاد نیست. خوشبختانه اما، این اقلیت، تأثیرگذارترین انسانهای جوامع هستند. نویسندگان، هنرمندان، موسیقیدانان و حتی رهبران مذهبی زیادی را میبینید که از تأثیرات شگرف یونگ سخن میگویند. به اغماض، میتوان روانشناسان را نیز در این مجموعه جا داد!

واقعیت این است که دانشمندان (که عمده روانشناسان نیز شامل این گروه میشوند) با یونگ مشکلات زیادی دارند. صحبت کردن از ناخودآگاه جمعی و تلاش برای متصل کردن تمام جوامع انسانی در طول تاریخ و در عرض جغرافیا به یکدیگر از جمله این موارد است.

اگر فروید از ناخودآگاه حرف میزد و زندگی را تلاشی برای «خودآگاهی از ناخودآگاه» میدانست، یونگ «ناخودآگاه جمعی» را مطرح کرد که هیچگاه وارد «خودآگاه» ما نخواهد شد!

روند یونگ بر خلاف رویه متعارف علمی است. رویه متعارف علمی، «تجزیه و تحلیل» است. هر مسئله را به «اجزا»ی آن تقسیم میکنیم و سپس مسئله را «حل» میکنیم. اما یونگ تلاش میکند برای  همه مسائل ریشه های مشترکی خلق کند. «ناخودآگاه جمعی» یکی از این ریشه هاست. شاید به همین دلیل بیش از هر روانشناس دیگری مورد توجه سنت گرایان و مذهبیون قرار گرفته است.

یونگ هم مانند فروید علاقه داشت نظریه ای جهانشمول داشته باشد و بتواند با استفاده از نظریه اش همه چیز (از خوابی که می بینید تا فکر کردن به یک دوست و همزمان زنگ زدن آن دوست به شما) را توجیه کند.

شانس، تصادف و شرایط محیطی سهم بسیار ناچیزی از فضای ذهنی یونگ را به خود اختصاص داده اند. شاید زیباترین تعبیری که در مورد یونگ به کار رفته، از آن دکتر جورج بوئری باشد که میگوید:

Life is "Over-explained" in Jungian Theory

در آینده بیشتر راجع به یونگ حرف میزنیم...

[ ۱۳٩٠/٩/۱۸ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ محمدرضا شعبانعلی ]

شاید زمانی که یونگ مبحث آرکتایپ ها را مطرح کرد کسی فکر نمیکرد که این موضوع تا چه حد میتواند جذاب و بحث برانگیز باشد و الهام بخش نویسندگان و دانشمندان مختلف واقع شود.

آرکتایپ از ترکیب دو واژه Arc و Type تشکیل شده است. Arc معنی «قدیمی» میدهد. چنانکه برای واژه باستانشناسی لغت Archaeology مورد استفاده قرار میگیرد. Type هم به معنای الگو است. در فارسی نیز ما لغت تیپ را به همین معنی به کار میبریم.

آرکتایپ را «کهن الگو» ترجمه کرده اند. البته ما در این وبلاگ از همان واژه «آرکتایپ» استفاده میکنیم. آرکتایپهای مطرح شده توسط یونگ محدود و تا حدودی انتزاعی بودند (شاید زمانی به بحث در مورد آنها بپردازیم). محققان دیگر با استفاده از این دیدگاه و با ترکیب آن با فلسفه، هنر، روانشناسی و ادبیات، تلاش کردند ابزارهای ساده تر و قابل فهم تری برای تحلیل شخصیت انسانها به دست دهند.

از جمله قوی ترین فعالیتها در این حوزه، میتوان از مطالعات خانم Jean Bolean نام برد. وی با الهام از اساطیر یونان، 15 آرکتایپ مطرح میکند که هشت مورد آنها از میان خدایان مرد (زئوس، پوزیدون، هادس، هفائستوس، دیونیسوس، هرمس، آپولو و آرس) و هفت مورد آنها از میان الهه گان زن (آفرودیت، هستیا، هرا، دیمیتر، آتنا، پرسیفون،آرتمیس) انتخاب شده اند. شناخت این آرکتایپها ضمن کمک به درک بهتر الگوهای رفتاری انسانها، زبان قدرتمندی را برای بحث و بررسی شخصیت انسانها ارائه میکند.

برای کسانی که به زبان انگلیسی مسلط هستند، کتابهای خانم Bolen میتواند راهنمای بسیار مناسبی در این خصوص باشد. در ایران نیز، بی شک دکتر علیرضا شیری از مدرسان قدرتمندی هستند که این مقوله را مورد بحث و بررسی قرار  میدهند. به علاقمندان توصیه میکنیم کلاسهای ارزشمند ایشان را از دست ندهند.

[ ۱۳٩٠/٤/٤ ] [ ۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ محمدرضا شعبانعلی ]

دیروز (اول تیر ماه) از ساعت 5 تا 9 نخستین جلسه تکمیلی مذاکره پیشرفته (بازی منطق-قدرت-فریب) برگزار شد. این جلسه که با همکاری احسان ریاضی و محمدرضا شعبانعلی اجرا شد را میتوان با عنوان "شبی با یونگ" نامگذاری کرد. نیمی از جلسه به بحث سایه ها اختصاص یافت و در نیمه دوم بر اساس مدل رابرت مور، الگوهای رفتاری مردان مورد بررسی قرار گرفت.

بر اساس این مدل، مردان در بازی زندگی، با یک یا چند کارت بازی میکنند. کارت های شاه، سرباز (جنگجو)، شعبده باز (ژوکر) و برگهای دل، در بازی زندگی مردها مورد استفاده قرار میگیرد. البته همه مردان کارتها را به شکل درست به کار نمیگیرند و برخی از آنها کارتها را از پشت بازی میکنند (سایه در رفتار مردان).

برای کسانی که علاقمند به بررسی بیشتر هستند اسلایدها را آپلود کرده ایم:

 

اسلایدهای الگوهای آرکتایپ رفتار مردان بر اساس مدل رابرت مور

[ ۱۳٩٠/٤/٢ ] [ ۸:۳۱ ‎ق.ظ ] [ محمدرضا شعبانعلی ]

برخی محققان، معتقدند شخصیتی به نام «عیسی مسیح» وجود خارجی نداشته است. محققان دیگری نیز هستند که بر روی بسیاری از داستانها و اطلاعات و دانسته های مذهبی، علامت سوال میگذارند.

میدانیم که در هر ایدئولوژی، داستانهای خوب، سخنان حکیمانه و رفتارهای مثبت، به رهبران آن ایدئولوژی نسبت داده میشود. زیاد پیش می آید که یک جمله یکسان، از قول کنفوسیوس، عیسی، موسی، زرتشت، حضرت محمد و ... نقل میشود.

به نظر می آید عطش انسانها برای الگوهای بزرگ پایان ناپذیر است. اگر نتوانند این الگوها را در دنیای واقعی بیابند، آنها را در قالب داستانها و اسطوره ها، خلق میکنند.

داستان فردی که زندگی خویش را صرف آینده بشریت میکند، از میتولوژی یونان (پرومته)، تا مسیحیت (عیسی) تا مذهب تشیع (امام حسین) تا افسانه های ایرانی (آرش کمانگیر) مشاهده میشود.

به همین دلیل عنوان این پست «افسانه ها: واقعی تر از واقعیت» انتخاب شده است.

شاید هیچکس به اندازه کارل گوستاو یونگ روانکار سوییسی، به این واقعیت توجه نکرده است. وی این شخصیتها را «کهن الگو» یا «آرکتایپ» می نامد.

 

بنابراین، هنگام بحث از کهن الگوها، ما توجهی به واقعی یا خیالی بودن آنها نداریم. مهم جایگاهی است که آنها در ذهن جوامع و انسانها دارند. خواه آرتمیس نامیده شوند، یا عیسی یا بودا یا زرتشت یا کرونوس یا زئوس.

افسانه یا واقعیت، جدید یا قدیمی، مذهبی یا غیرمذهبی، این آرکتایپها با خود بخشی از حقیقت جوامع را نقل میکنند. رویاها و خواسته ها و آرزوهای ملتها در آرکتایپها منعکس میشوند. نور زندگی و سایه های آن، تاریکی و روشنایی روح ملتها، عشق ها و نفرتها، بیم ها و امیدها، همگی را میتوان در آرکتایپها مشاهده کرد.

اهداف دست نیافته انسانها، رویاهای شکست خورده آنها، ترسهای سرکوب شده، هراسهای حل نشده، همگی در چهره این شخصیتهای واقعی و افسانه ای نمایان میشود.

آرکتایپها به دنیا می آیند، زندگی میکنند و میمیرند، مستقل از اینکه در دنیای واقعی قالبی از کالبد انسانی به خود گرفته باشند یا نه.



[ ۱۳٩٠/۳/۱٥ ] [ ۱:۱۱ ‎ب.ظ ] [ محمدرضا شعبانعلی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed